X
تبلیغات
♥ خـــــــــــــدا ♥

♥ خـــــــــــــدا ♥

+ نوشته شده در یازدهم اسفند 1391ساعت 18:20 توسط الهام

پـــ♥ــدرم

پــــــدرم تـنها کـسی است

که به من ثابت کرد بی شک

مـردهـا هـم مـی تـوانـنـد فـرشـتـه بـاشـنـد

پدر عزیزم

زیباترین موسیقیِ دنیا ، تپشِ قلبِ شماست

میلاد با سعادت حضرت علی (ع) و روز پــدر مبارکــــــــــ

+ نوشته شده در یکم خرداد 1392ساعت 17:21 توسط الهام |

قلب حرم خداست

الهی ...

مگر می توان شیرینی عشق توراچشید

وازتوروی گردان شد ؟

مگر میتوان لذت همجواری باتو را درک کرد

ومیل جای دیگر داشت ؟

 

لطيفا !
 
آيا شود که من نيز دوست تو باشم
 
و به عشق و محبت تو پاک گردم ؟
 
شود که شوق ديدارت بال پروازم را بگشايد
 
  
و به خوب و بد راه دگر نينديشم ؟

 

 
جميلا ! 

 
توان روي تو ديدن و نعمتي ديگر خواستن ؟
 
توان رضايت تو را داشتن و چشم به ديگري دوختن ؟
  
 
 
اين تن را براي عبادتت ، لايق 
 
اين قلب را براي شيداييت ، عاشق
 
اين چشم را براي ديدنت ، شايق
 
و اين جان را به مقام قربت ؛ واصل گردان
 
 
 
 
 
 
 
خدایا
 
 
جهانم بی تو "الف" ندارد
 
+ نوشته شده در بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 20:22 توسط الهام |

الهی...

الهی ضعیفان را پناهی ؛

قاصدان را بر سر راهی ؛

مومنان را گواهی ؛

چه عزیز است آنکس که تو خواهی!

الهی هر که تو را شناسد ؛ کار او باریک

و هر که تو را نشناسد ؛ راه او تاریک

الهی توانائی ده که در راه نیفتیم

و بینائی ده که در چاه نیفتیم

الهی

بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم

خواست خواستِ توست ؛ من چه خواهم

احساس پرانتزی را دارم

که همه ے اتفاقات خوب داخل آن اتفاق مے افتد

آری ؛ خدا را مهمان قلب کوچکم کرده ام
+ نوشته شده در بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 23:15 توسط الهام |

چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی ؟

چرا تو ای شکسته دل ، خدا خدا نمیکنی ..؟

خدای چاره ساز را،چرا صدا نمیکنی..؟

به هر لب دعای تو فرشته بوسه میزند..

برای درد بی امان ، چرا دعا نمیکنی..؟


به قطره قطره اشک تو خدا نظاره میکند ..

به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمیکنی..؟

سحر ز باغ ناله ها ، گل مراد میدمد ..

به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمیکنی..؟

دل تو مانده در قفس ،جدا زآشیان خود..

پرنده ی اسیر را چرا رها نمیکنی..؟

ز اشک نقره فام خود، به کیمیای نیمه شب..

مس سیاه قلب را چرا طلا نمیکنی..؟


به بند کبر و ناز خود از آن اسیر مانده ای..

که روی عجز و بندگی به کبریا نمیکنی..؟

+ نوشته شده در بیستم اردیبهشت 1392ساعت 12:22 توسط الهام |

تنهایی

خــــــدایا

دستهایت را زیر تنهایی ام ستون کن

من از آوارگی می ترسم

+ نوشته شده در هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 21:57 توسط الهام |

خداوند در حدیث قدسی می فرماید:

مَن طلبنی وَجَدَنی 

و مَن وَجَدَنی عَرَفَنی 

و مَن عَرَفَنی اُحِبَنی 

و مَن اُحِبَنی عَشَقَنی 

و مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ 

و مَن عَشَقتَهُ قَتَلتَهُ

و مَن قَتَلتَهُ فَعَلَیَ دیَتَهُ

 و مَن عَلَیَ دیَتَهُ و اَنا دیتَهُ


آن کس که مرا طلب کند، من را می یابد 

 و آن کس که مرا یافت، من را می شناسد 

و آن کس که مرا شناخت، من را دوست می دارد 

و آن کس که مرا دوست داشت، به من عشق می ورزد 

آن کس که عاشقم شد من نیز عاشقش می شوم

و آن کس که من عاشقش شدم،او را می کشم 

و آن کس را که من بکشم،خونبهای او بر من واجب است 

و آن کس که خونبهایش بر من واجب شد

پس خود من خونبهای او می باشم

الجواهر السنیه، ص 94 - بحارالانوار، ج 67، ص 25

+ نوشته شده در هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:28 توسط الهام |

کوله بارت را ببند


کوله بارت را ببند


شاید این چند سحر فرصتِ آخر باشد 


که به مقصد برسیم


بشناسیم خــــــــــدا را


و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم

خــــدایــا


 منی  که  تو کنارش نباشی تومنی نمی ارزد


+ نوشته شده در سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 14:2 توسط الهام |

مـــ♥ـــادر

خـــــــاک را پرسیدم

می توانی آیا

دلِ مادر گردی؟

آسمانی شوی و خرمنِ اختر گردی؟

گفت نی نی هرگز

من برای این کار

بوستان کم دارم

در دلم گنجِ نهان کم دارم

این جهان را گفتم

هستی و مکان را گفتم

می توانی آیا

لفظِ مادر گردی؟

همه ی رفعت را

همه ی عزت را

همه ی شوکت را

بهرِ یک ثانیه بستر گردی؟

گفت نی نی هرگز

من برای این کار

آسمان کم دارم

اختران کم دارم

رفعت و شوکت و شان کم دارم

عزّت و نام و نشان کم دارم

آن جهان را گفتم

می توانی آیا

لحظه ای دامنِ مادر باشی؟

مهدِ رحمت شوی و سخت معطّر باشی؟

گفت نی نی هرگز

من برای این کار

باغِ رنگینِ جنان کم دارم

آنچه در سینه ی مادر بُوَد آن کم دارم


+ نوشته شده در دهم اردیبهشت 1392ساعت 10:6 توسط الهام |

دستم بگیر

الهی... با خاطری خسته...

دلی به تو بسته! دست از غیر تو شسته...

در انتظار رحمتت نشسته ام

 

می‌دهی... کریمی

نمی‌دهی... حکیمی

می‌خوانی... شاکرم

می‌رانی .. صابرم

 

الهی احوالم چنانست که می‌دانی
 
و اعمالم چنین است که می‌بینی...
 
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز...
 
 
الهی مشت خاکی را چه شاید...
 
 
و از او چه برآید...
 
و با او چه باید...؟

دستم بگیر...
 
 
+ نوشته شده در هشتم اردیبهشت 1392ساعت 9:54 توسط الهام |

امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟‎

+ نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1392ساعت 22:10 توسط الهام |

گـــــــــاهی...

گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــد

و نـــــــــــه خنــــــــده

نــــــــه فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــد

و نـــــــه سکــــــــوت

آنجـــــاست کـــــه بـــا چشمانی خیس

رو بـــه آسمـــــان می کنی و می گویی

 

خدایــــــا  

 

تنهـــــا تــــو را دارم 

 

  تنهـــــــایم مگـــــــذار

+ نوشته شده در سوم اردیبهشت 1392ساعت 22:40 توسط الهام |

گنـــــــــاهِ مورد نظر یافت نشد

۞ کَمْ مِنْ قَبِیحٍ سَتَرْتَهُ ... ۞

خــــــــدایا


ما به
امید "رازدار" بودنت ، "راز" دار شدیم

و شرم
نکردیم از زیادی رازها و گناه ها

یا ستارالعیوب

۞ وَ بِرَحْمَتِکَ أَخْفَیْتَهُ وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ ... ۞

دعای کمیل :

ولی به مهربانی خــود آنها را پنهان کردی،

و از فضل خــود آنها را پوشاندی

+ نوشته شده در دوم اردیبهشت 1392ساعت 20:56 توسط الهام |

الهی...

در دلم مهرِ تو باشد

دگرم هیچ مباد

دو جهان را چه کند

گر تو کنی احسانش

آنکه دل پیشِ تو دارد

چه غم از بود و نبود

وانکه ره سویِ تو پوید

چه غم از پایانش

+ نوشته شده در یکم اردیبهشت 1392ساعت 9:7 توسط الهام |

نامم را صدا بزن

و خــــداوند میخواندت :

 

 
بنده ی من
 
 
 
هــــر راهـــی را کــــه رفـــته باشی 
 
هــــر چـــقـدر هــــم دورتــــر
 
کـوتاه تــریــن است
 
 
بــرای رســیدنِ دوبــاره بــه من

 

 کـــافــــی ســــت کـــه یــکــبـــار دیــــگـــر

نــــامـــم را صـــدا بـــزنـــی

+ نوشته شده در سی ام فروردین 1392ساعت 17:46 توسط الهام |

خلصـــــنا من النار یا رب

«كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتًا فَأَحْياكُمْ

ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛

آیه 28 سوره ی بقره

چگونه به خدا كافر مي شويد.

در حالي كه شما مردگان بوديد

و او شما را زنده كرد؛

سپس شما را مي ميراند؛ و بار ديگر شما را زنده مي كند؛

سپس به سوي او باز گردانده مي شويد».

وَاللَهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ ؛ آیه 202 سوره بقره)

خدا سریع الحساب است

+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1392ساعت 10:37 توسط الهام |

پنجره ی روزگار

از پنجره ی روزگار به درختِ عمر که می نگرم

خوش تر از یاد ِخداوند ثمری نیست

+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1392ساعت 20:36 توسط الهام |

یاد او

یاد او ذکرِ مـــن است،
 
 
در غم و در شادی
 
 
 
چـــــون بـــــه غــــــــم می نگــــــــــــــرم،

آن زمــــان 
ر
قص کنــــــان می خندم


که خــــ
ـــ
دا یـــــــــــار من است

که خـ
ـدا در همه جا یاد من است


او خـ
ـدایست که همواره مرا می خواهد

او
 مـــــــــــــــرا می خوانــــــد


او همه درد مــــــــــرا می داند

+ نوشته شده در بیست و سوم فروردین 1392ساعت 17:42 توسط الهام |

ایمان

+ نوشته شده در بیست و دوم فروردین 1392ساعت 18:13 توسط الهام |

اخلاص در بندگی

جِسم خاک می شود

آنچه که در پیشگاه خداوند سرفرازمان می کند

اخلاصی است که در بندگی داشتیم

به راستی چقدر اخلاص داریم؟؟؟

حضرت محمد ص:

مَن أخلَصَ لِلّهِ أربَعينَ صَباحا ظَهَرَت

يَنابيعُ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ عَلى لِسانِهِ

هر كس چهل روز خود را براى خدا خالص كند

چشمه هاى حكمت از قلب وى بر زبانش جارى مى شود.

+ نوشته شده در بیست و یکم فروردین 1392ساعت 15:31 توسط الهام |